تا حالا شده مهمون بچهاتون باشید؟ اینکه اونها برای شما جشن بگیرند وشما رو به خوردن خوراکی هایی که خودشون تهیه کردند دعوت کنند؟ اگه براتون اتفاق افتاده حتما حال من رو موقع آماده شدن برای رفتن به جشنی که باران با همه همکلاسی هاش برای والدین ترتیب داده بودن درک میکنید.اونروز برای رفتن به این جشن و غافلگیر شدن از طرف بچه ها از خوشحالی سر از پا نمیشناختم.
قرا ما ساعت سه 3 توی کلاس غیگن بوگن Regenbogen ( رنگینکمان)

این هم باران وجان که منتظر مامانهاشون بودن.
حالا دیگه همه پدر ومادر ها توی جشن حضور داشتند وجشن رسما با خوردن بسکویت هایی که بچه ها پخته بودند شروع شد..
.

جای همتون سبز خوردن این بسکویت هایی که با دستهای کوچیک بچه ها پخته شده وبا هنرمندی وخلاقیتشون تزیین شده لذت خاصی داره.
توی کلاس غیگن بوگن همیشه چیزی برای غافلگیر شدن از طرف بچه ها وجود داره حالا نوبت خوندن شعر بود .این شعر علاوه بر اینکه خیلی شنیدنی بودو یه جور بازی وبچه ها باید حواسشون رو جمع میکردند توی شعر نام هرکس که گفته میشد باید خوندن شعر رو ادامه میداد ودر پایان نام نفر بعدی رو توی شعر میگفت.

حالا نوبت بچه بود که از طرف بزرگترها سوپرایز بشن.خانم مربی ها سبدی رو پر از شکلات توی حیاط قایم کرده بودند وهر کس می بایست سبد خودش رو پیدا کنه .این قسمت از جشن نه تنها برای بچه ها پراز هیجان بود بلکه بزرگترها رو هم به وجد در آورده بود .گشتن به دنبال سبدی پر از خوراکی که گفته شده بود خرگوشهای جشن اوسترن اونها رو برای بچه ها قایم کردند بهترین قسمت این جشن بود.

همه بچه ها تلاش میکردند تا سبدشون رو زودتر از بقیه پیدا کنند.

جولیوس سبدش رو پیدا کرد وباران همچنان به دنبال سبد از ایطرف حیاط به اون طرف دوان بود.

با کمک هم یک سبد رو پیدا کردیم اما مال باران نبود بچه ها سبد هاشون رو میشناختند چون خودشون به کمک مربیهاشون درست کرده بودند وباران رنگ بنفش رو برای ساختن سبدش انتخاب کرده بود.

بالاخره سبد باران رو گوشه حیاط پیدا کردیم...

همه بچه ها از هدیهای توی سبد خوشحال بودند...


توی سبد یه شکلات بزرگ به شکل خرگوش بود .یه تخم مرغ رنگی ویک نقاشی که بچه ها باید اون رو رنگ آمیزی میکردند .وبعد از جستجوی سبدها که اختتامه جشن بود چهار روز تعطیلی ونگرانی بابا ومامان ها برای سرگرم کردن تمام وقت فرزند دلبندشون بدون مهدکودک در منزل............................شادی اون روز باران وبچه ها خاطره ایی شد که در ذهن من والبته در ذهن باران خواهد ماند.آرزو میکنم همه بچه های دنیا والبته بچه های سرزمین من تمام روزهای زندگیشون رو با شادی سپری کنند.
















.



































